نیکان جونمنیکان جونم، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره
قصه شیرین زندگی ماقصه شیرین زندگی ما، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره

پسرم همه هستی ام

محض خنده

عشقم الان دو روزه که هروقت میبرمت دستشویی تصویر خودتو تو شیر اب میبینی وباهاش بای بای میکنی.برای اولین بار که فهمیدم کلی خندیدم. فعلا راحت شدم چون به همهچی کارداشتی از شیر آب گرفته تا سطل آشغال وبرس دستشویی همش باهم دعوا داشتیم. ...
25 شهريور 1393

روزمرگی های عشقم

عشقم که خسته از بازی و دوندگی در حال تماشای تبلیغه. آخ قربون خستگی وخمیازه ات عزیزم 2روزه که یاد گرفتی سبد اسباب بازیتو میذاری سرت وتو خونه میدوی وذوق میکنی اینم به افتخار پسرخاله عزیز آقا پارسا که نیکان خیلی شبیه بچگی های پارسا جونه اینم آقا نیکان خونه بابابزرگ بعد از خوردن بستنی ودر حال خونه تکونی البته به عشق آب بازی   ...
23 شهريور 1393

منو تو وتنهایی

پسرم این روزها وشبها بابایی تو نمایشگاه غرفه گرفته وروزها تو کارگاهه وشبها هم بعدشام میره غرفه که کارگرش بره استراحت واسه همین منو وتو تا 1شب تنها میمونیم وفقط باباروسر ناهار وشام میبینیم. تنهایی خیلی سخته ولی من وتو کلی باهم بازی وشادی میکنیم که تو جای خالی بابارو نفهمی. خدایا هیچ گاه جمع ما رو کم نکن وبر شادی ها وخوشی هاش ضرب بذار.
20 شهريور 1393

عشق ناتمام

روز وشب کارم این شده که بهت عشق بدم.عشقی جاودانه که قبل تو هیچ درکش نکرده بودم ومطمئنم که هیچ وقت عین این عشق نخواهد اومد. من عاشق شدم،عاشق موجودی که وجودش از منه،ازهمسرمه ومن عاشق خودمون شدم. من عاشق شدم وبدون هیچ واهمه ای اقرار میکنم.میدونم که عشقم ابدیست وباور دارم که این عشق از ازل بوده. هر روز که میگذره دیوونه وار دوستت میدارم....هر روز که میگذره بهت بیشتر وابسته میشم....عشق قشنگم همیشه کنارم بمون و برام از شادی ها بخون که خودت قصه زیبای رویاهای منی.دوستت دارم پسرم ...
18 شهريور 1393

تجربه

دوستای گلم. هیچ میدونین ما چه بچه های باهوشی داریم؟هیچ میدونین این وروجک های 80 سانتی چقد مارو درگیر خودشون میکنن. طبق شور ومشورتی که چند روز گذشته با دوست عزیزم افروز داشتم شکایت وگلایه از بدغذایی نیکان واینکه روز به روز بدتر میشه.دوستم گفت وقتی تو پیشش میگی این هیچی نمیخوره این میفهمه وبه همین جهت گارد تدافعی میگیره.تو پیشش ازش تعریف کن شاید جواب بده. واما من از اون روز به هر کی رسیدم گفتم نیکان اینقد خوب غذا میخوره وزیادم بهش گیر ندادم.الان 2روزه بزنم به تخته کمی بهتر شده ومقاومت نمیکنه.خداکنه ادامه دار باشه. عجب موجوداتی هستن این فسقلی ها ...
11 شهريور 1393

و اهم اخبار

روز گذشته بنده به همراه پسرم نیکان رهسپار کارگاه پدرمهدی شدیم.از آنجاییکه هوا با بارش اندکی که داشت کمی ملایم گشته بود واز آن حالت خفقان آور خارج از اینرو من وپسرک تصمیم گرفتیم به نزد همسری رفته ودر کنار گلهای بسیار زیبای کارگاه وگلخانه عکس بیندازیم. اما امان از دست پسرک شیطانم که آرزوی یک عکس زیبا را بر دل مادر نهاد ودایم در حال گریز از مرکز دوربین بود. حال چند عدد تصویر برای دلخوش کنک مادر در اینجا خواهیم نهاد. با تشکر   ...
11 شهريور 1393

پسر

پسر که داشته باشی همش دلت قرصه که یکی هست که عاشقانه مامانشو دوست داره. پسر که داشته باشی همیشه مطمئنی که یکی پشتته وبهش افتخارمیکنی. پسر که داشته باشی همیشه عشق میکنی که تو خونه از بین صدها اسباب بازی یه راست سراغ توپ میره وباهاش سرگرم میشه ودیگه نیازی که یه عالمه وسایل خاله بازی براش بخری. پسر که داشته باشی همیشه خیالت راحته که اگه تنها بره بیرون چشم طمع کسی دنبالش نیست وراحت میتونی سرت رو رو بالیش بذاری. پسرکه داشته باشی همیشه دلت میخواد دنبال رنگهای آبی واسه وسایلش باشی ودنبال یه تیپ تاپ براشی. پسرکه داشته باشی،گفتم پسر.......همیشه آرزوته که تا همیشه مثه الان عاشت باشه ولحظه ای ازت جدانشه ولی حیف که ذات مر...
9 شهريور 1393