شهریور وپایان 16ماهگی
پسر قشنگم ابین روزهای تو پر شده از شیطنتهای قشنگ بچه گانه.پرشده از صدای جیغ ودادوفریاد،پراز بازیهای قشنگ وپراز کلامهای به ظاهر بی معنی که فقط وفقط من وخودت میفهمیمش. شهریور گرم با تمام سختیهاش گذشت وجاشو به مهر خنک وپاییزی داد وتو هم برگی بر صفحه عمرت افزوده شد و وارد هفدهمین ماه زندگیت شدی. از این ماهت بنویسم که هنوز قشنگ حرف نمیزنی.جالبه بعضی کلمات رو که خوب بلدی یه دفعه از یادت میره مثه بابا که الان فقط میگی با،اوپ یا توپ که الان میگی باو.مامان که به کل یادت رفته وبا کلی خواهش والتماس یه بار میگی ومعلومه که بلدی واز تنبلی نمیگی. از خوردنت که چیزی نگم سنگینترم.هیچ چیزی رو با میل خودت نمیخوری مگر بستنی کیم که با انگشتات حتما باید ک...
نویسنده :
مامان نیکان
16:8


